توي فصل اول كتاب "سري كه درد ... مي كند" سيد مهدي شجاعي اين جمله رو خوندم :
كسي كه سبيلِ ماستي شو با آستر پاي كتش پاك مي كنه ، لوطي نيست ،جاهله . لوطي بايد تو همه كار مرام داشته باشه .
توي فصل اول كتاب "سري كه درد ... مي كند" سيد مهدي شجاعي اين جمله رو خوندم :
كسي كه سبيلِ ماستي شو با آستر پاي كتش پاك مي كنه ، لوطي نيست ،جاهله . لوطي بايد تو همه كار مرام داشته باشه .
ما حصل يه مسافرت 17 ساعته به پايتخت سياسي :
روز جمعه كجا بودم و شنبه كجا ؟
براي ديدن عكسهاي منطقه" كاوانسرا "تشريف ببرين ادامه مطلب :
سالن پر از مطب دكتر و البته صندلي هاي انتظار و صد البته منشي هاي بد اخلاق و مريض هاي منتظر است . مرد جوان با گرمكن و پيرهن مشكي طول سالن را تا جلوي ميز منشي سونوگرافي رفت . دفترچه و شماره نوبنتي كه صبح گرفته بود روي ميز گذاشت ، منشي بي توجه فقط گفت : بنشينين تا صداتون كنم .
كمي بعد زني ميانسال با پسري 10 -12 ساله با منشي بحث ميكرد :
· خانوم گفتم كه نميشه .
· تو رو خدا ،ببينين دكتر نوشته اورژانسي .
· اين همه آدم منتظرن بايد صبح ميومدين و نوبت مي گرفتين .
· من صبح از كجا مي دونستم كه بعد از ظهر بچه ام مريض ميشه .
· اجازه بده از خود دكتر خواهش كنم .
· نميشه خانوم .
مرد مشكي پوش جلو رفت و با همون بد اخلاقي منشي بهش گفت : خانوم نوبت منو به اين خانوم بدين ، من فردا دوباره ميام .
قبل از اينكه زن ميانسال بفهمه و تشكر كنه ، مرد مشكي پوش انتهاي سالن بود .
تصاویری از بهشت "رِوِشت" ( Revesht) در ادامه مطلب
سلام دوستان

پريروز رفته بوديم ميدان نقش جهان . كمي توي بازار قيصريه چرخيديم و چشم ام به يه جفت گليم پشمي افتاد .
قبل از عيد توي بازار اراك يه جفت گليم پشم شتر ديده بودم 150 تومن . با اينكه خيلي دلم بود بگيرمشون ولي دندون رو جيگر گذاشتم .
داشتم طرح گليم ها رو نگاه مي كردم كه مرد دستفروش برام توضيح داد كه گليم پشم گوسفنده و يه ماه بافتنش كار مي بره ، بافت اش محكمه و ... خلاصه جفت اش 30 تومن .
اول خواستم بگيرم و بعد به خاطر قيمت پايين اونها شك كردم و پشيمون شدم ،گفتم شايد چيني باشه و ...
خلاصه كمي با خودم كلنجار رفتم كه بالاخره در گليم و پشم بودنش كه شك نيست و برگشتم و با تخفيف خريدمشون .
كمي بيرون تر از درب ورودي قيصريه دو تا پير زن افغان نشسته بودن و چند تايي از همين گليم ها در ابعاد و رنگ هاي مختلف و البته ارزونتر جلوشون بود .
چون طرح و رنگ قبلي رو پسنديده بودم از خير پس دادن شون گذشتم ولي دليل ارزوني اش رو فهميدم و ياد فصل " بلاكش هندوكش " كتاب امير خاني افتادم .