سلام بر همه دوستان

ديروز رفتيم گاوداري و از اونجا كه يكي از بزغاله ها از همون دقايق اول زندگي بي مادر شده  و با شيشه شير خورده بود ، ‌با آدم ها كاملا رفيق بود . ‌كمي با فسقل بازي كردند و بعد هم فسقل من و صد البته عيال رو قانع كرد تا اونو بياريم خونه ،‌ ديشب كلي با هم توي حياط بازي كردند و من هم مجبور شدم برم براش شيشه شير نو بخرم تا بتونيم شير پاستوريزه بهش بديم . آخر شب هم كنج حياط توي يه كارتون خوابونديمش و اينقدر خسته بود كه سر و صدا نكرد و اول پاييز باعث خونه به دوشي ما نشد .

امروز صبح فسقل از خواب بيدار نشده داره به همبازي جديدش شير ميده :

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 9:46  توسط حسین   |