سلام
رفتم آرايشگاه و همين طور كه از برنامه دكور زني جديد با آرايشگر صحبت ميكنيم ميگه :
عجب جاي شكستگي پس سرت داري ؟
ميگم: سرم پر از رد اين شكستگي هاست . اسفند 80 كه براي دوران آموزشي سربازي توي پادگان كرمانشاه سرم رو با ماشين نمره چهار زدم ، دوستان تعداد رد شكستگيهاي روي سرم رو تا 18 تا شمردن .
و ياد جاي زخم هاي رو بدن ام مي افتم ،هر كدوم خاطره اي هستن .
اون زخم پس سرم رو يكي از بچه هاي محل با سنگ زد .
روي پيشوني سه تا جاي زخم هست كه اوني كه از همه بزرگتره گوشه پيشونيمه و به خاطر دعوا با برادر بزرگم و خوردن به گوشه در بوجود اومده .
روي دست راستم جاي يه قاشق داغ هست از سن 3 يا 4 سالگي . يادمه اون روز خانوم همسايه از يكي تعريف مي كرد كه روي دست بچه شيطون خودش قاشق داغ گذاشته و ... سفره پهن بود و ما دور سفر بدو بدو مي كرديم و گوشه اتاق يه چراغ نفتي . خواهرم قاشق رو بالاي چراغ گذاشت و وقتي داغ شد پشت دست من .
كنار لبم يه رد دايره هست كه اول ابتدايي كه بوديم يه بار افتادم رو دسته دوچرخه كوچكي كه داشتيم و لبه فرمون دوچرخه رفت كنج لبم .
زير آرنجم جاي يه بريدگي هست كه توي دوران جنگ وقتي با يكي از بچه هاي فاميل دعوام شده بود ، منو هل داد و من رفتم توي شيشه در راهرو ، آرنجم خورد به لبه تيز شكسته شيشه و ...
روي زانوم يه شكاف هست كه حتي رد شكستگي روي استخوان كشكك ام مونده . درست روز قبول شدنم توي كنكور و وقتي داشتم با دوچرخه و شاد به سمت خونه مي رفتم ، قاب زنجير دوچرخه شل شد و صداي زنجير بلند. همونجوري دولا شدم و قاب زنجير رو بالا كشيدم و زانوم خورد گوشه اتاق يه وانت نيسان . كمي بي توجه رفتم تا حس كردم پام بي حس شده و خون به كفش ام رسيده ...
از همه موندگارتر سه تا از انگشنتهاي پام رفت لاي پره دوچرخه . راهنمايي مي رفتم كه با پسر عمو ها 5 – 6 نفري سوار دوچرخه شديم و من روي ميله وسط چرخهاي جلو ، همونطور كه داشتيم سرعت مي گرفتيم پاي راستم رفت لاي اسپكها و ... ناخن شستم كنده بود و انگشت بعدي از پوست آويزون بود . تا يه روزهم از ترس به كسي نگفتيم و بعد ...
سری هم به اینجا بزنین .