بعد از تمرين واليبال ، صحبت در مورد تصادف يكي از رفقا توي ايام عيد بود . يكي گفت :
برادر من توي ايام عيد ، اكيپ هلال احمر توي جاده فراهان بود . براي امداد به يه ماشين پرايد اعزام ميشن . ماشين از جاده منحرف شده بود و از شونه خاكي جاده پايين رفته بود ، ولي راننده دوباره ماشين رو به جاده برگردونده بود و نگذاشته بود كه ماشين چپ بشه . توي همين تكون خوردنها ، سر خانوم به ستون ماشين مي خوره و در جا مي ميره ،وقتي مي رسن ، مرد راننده توي بيابون و عقب تر قدم ميزده ،سراغش كه ميرن ،متوجه ميشن با شيشه رگ دست خودشو زده بوده و قدم ميزده تا از حال ميره ، با مكافات پانسمان اش مي كنن و مي فرستنش به بيمارستان .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۸۹ساعت 8:49  توسط حسین
|