سلام دوستان
ديروز پدر همكارمون فوت شده بود و ما هم براي تسليت و تشييع رفتيم .
توي راه برگشت بين دوستان ، صحبت سر برگزاري مراسم بود و مثلا آبروداري .
هزينه قبر و كفن و دفن ، هزينه مداح كه براي نيم ساعت اندازه حقوق يك هفته من مي گيره ، آمبولانس تا دم خونه و برگشت ، نهار توي فلان تالار ، هزينه پذيرايي توي مسجد ، مداح و منبري و ...
حالا بماند تا چند روزي هم بايد پذيرايي نزدك تر ها باشن . اينجوري داغدار ، بايد داغ خودش رو فراموش كنه و فقط به فكر اين آبرو داري ها باشه كه مبادا گوشه يكي از ظرف هاي حلوا خالي بمونه كه به مرده كم حرمتي بشه . كه اونهايي كه اومدن و ديدن و خوردن و رفتن ،پشت سرشون حرف نزنن . هر چند كه حرف مي زنن .
من گفتم كاش نصف اين توجه ها رو به خود مرده كنن يا نصف اين مخارج رو زمان خودش و براي خودش هزينه مي كردن، هر كس خودش قبل از مرگ خيرات بده . يا به جاي اين ناله ها و گريه ها روي خاك و جلوي مسجد ،كمي به خودش محبت مي كردن . بماند كه تمام اينها ذره اي براي مرده هم فايده نداره .
يكي از همكاران خوشحالمون كرد و گفت "خوشبختانه چون همه مون بيمه عمر هستيم ، بخشي از اين مخارج رو بيمه به بازماندگان خواهد داد."
یکی می گفت دوست دارم این شعر رو روی سنگ قبرم بنویسن :
وحشی دشت معاصی را زمانی پر دهید تا کجا خواهد رمید آخر شکار رحمت است .