اونوقت ها هنوز آب زاينده رود به يزد نرسيده بود و يزديها بهترين قنات هاي دنيا رو ساختن . مظهر اونها هم توي خونه ها بود و وصل به يه حوض بزرگ . مثل اين خونه كه حالا شده بوستان ناجي :‌

 

لوله کشی آب نبود و حوض توی همه خونه ها برای نگهدای و ذخیره اب بود :

هنوز خونه ها اسكلت بتن نبودن و ديوارها رو با سنگ مي ساختن :

 

چون يخچال و فریزر نبود از برفخانه طزرجان و با قاطر يخ مي بردن براي استفاده مردم و مثلا درست كردن فالوده يزدي :

 

كبريت و فندك نبود و آتش براي ايرانيان كه اهورا مزدا رو مي پرستيدن مقدس بود و روشن نگهداشتن اون مهم ،‌مثل آتش توی این آتشکده :

 

 

اون وقتها شيشه دوجداره و رفلكس نبود و شاه نشين خونه ها ارسي داشت :

 

 پمپ آب نبود و با تلمبه آب رو از چاه بالا می کشیدن :

 

كولر و آبسرد كن نبود و براي خنك نگهداشتن خونه ها بادگير بود و براي خنك شدن، اين سرداب كه حالا شده موزه آب :

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 7:49  توسط حسین   |