سلام دوستان

دوران دانشجويي ،‌ چون امور دانشجويي نمي دونست كه آموزش يه سري دانشجوي ديگه هم داره و ما هم دير تر رفته بوديم ،‌چند ماهي  رو مهمون اتاق عجيبي بودم . 6 نفري كه هيچ سنخيتي با هم نداشتن و كنار هم بودن . قند و چاي هر كسي جدا و توي كمد خودش بود . ناهار جمعه يك ساعت بحث مي كردن كه هر كي ،‌ چي مي خوره و دو ساعت دعوا بود كه كي بره اينها رو از مغازه دم در خوابگاه بخره . بعد هم كه دعواها نتيجه ميداد مغازه بسته بود .

يكي از اين نوادر روزگار،يه روز رفته بود تا نوار كاست "اكسيژن " بخره . مي گفت :

با خودم فكر كردم كه آهنگي كه توي اين نوار هست حرامه ،‌ پس من دارم يه چيز حرام مي خرم و "پولي كه براي خريد حرام خرج بشه ،‌حتما از راه حرام به دست اومده ."

عیدتون مبارک

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر ۱۳۹۰ساعت 7:8  توسط حسین   |