سلام دوستان

عجيبه كه آدميزاد حتي به آهن و پلاستيك هم دل مي بنده .

 يعني وقتي مي خواد ازش جدا بشه ، تازه مي فهمه كه وابسته و دلبسته اونه .

هر چند كه اين مشتي آهن و پلاستيك يه ماشين باشه .

شايد چون اولين ماشيني كه داشتم .

شايد چون  سه سال با اون همراه بودم .

شايد چون توي اين سه سال هزار جا باهاش رفتم .

شايد چون هيچ وقت بهم نامردي نكرد و لنگم نذاشت .

شايد چون خوش ركاب بود و كم دردسر .

حلا كه مي خوام بفروشمش ، ‌باهاش حرف مي زنم تا متقاعدش كنم كه مجبورم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ساعت 8:36  توسط حسین   |