سلام دوستان
پاييز سال گذشته تا پسر جوون رو ديدم ياد هم اتاقي دوران دانشگاه ام افتادم و به اسم فاميل صداش زدم . اون هم با اكراه و تعجب جوابم رو داد و ازش سراغ بردرش رو گرفتم و شماره تلفن و ...
فوري زنگ زدم به رفيق دوران دانشجويي كه حالا دانشجوي دكترا توي دانشگاه شهيد چمران بود . گفتم كه خودت منو حدس بزن و كلي براش حرف زدم و اون يادش نيومد و "گيم اوور" كه شد ، گفتم يادمه يه روز صبح كه از خواب بيدار شدي حتي قبل از اينكه از تخت پايين بياي ، خوابت رو براي ما تعريف كردي كه با خانوم ات و بچه توي كالسكه تون رفته بودين خريد سه چرخه . خيلي با كلاس قيمت ها رو پرسيده بودي و چون فروشنده گرون گفته بودي ، نخريدي و ... ذوق زده اسمم رو گفت و .... بهش گفتم كه مواظب داداش ات باش سيگار ميكشه .
پارسال همين موقع بود كه همون پسر رو با مامانش ديدم و با اصرار براي نهار دعوتشون كردم و معلوم شد كه گل پسر بعد از گذشت 12 ترم و پاس كردن همه واحدها ، چون معدل اش كمتر از 12 شده ،فارغ التحصيل نيست و قرار شد چند واحد براي ترميم معدل بگيره . حتي اون شب گفت كه خاطر خواه دختري شده و با مادرش رفتن خونه اون ها .
اسفند سال گذشته هم كه رفتيم اهواز ، شبي رو مهمون اون هم دوست بوديم و از گذشته ها گفتيم و درس خون شدن رفيق كه حالا دانشجوي دكتراست و ... گفتم خودت كه داري دكتراي همون رشته رو ميگري و داداش ات توي كارشناسي اش بعد از اين همه مدت مونده ؟ بيشتر مواظب اش باشين .
حالا معلوم شد كه حتي دو ترم گذشته هم معدل رو ترميم نكرده و حالا نتيجه 14 ترم توي دانشگاه بودن فقط يه مدرك معادل خواهد بود و سيگاري بودن و حتي ...