سلام دوستان

توي مطلب قبلي ،‌بيشتر قصدم بيان اعتقاد تقليدي ما به خدا بود . اينكه براي اصلي ترين اعتقاداتمون هم تحقيق نكرديم و خودمون ، خدا رو نفهميديم و با تمام وجود بهش ايمان نداريم . نتيجه اين چنين اعتقادي هم ميشه اينكه :

تا گير و گرفتاريم دست به دامن خدا ميشيم و بعد از رفع گير ، ‌اون رو به حساب زرنگي خودمون ميگذاريم .

براي معامله با خدا ، به خودمون و ديگران خوبي مي كنيم و ‌نذر مي كنيم .

براي رفع تكليف عبادت مي كنيم و كلي هم سر خدا منت ميگذاريم .

بيشتر از مشيت و حكمت الهي به بخت و شانس اعتقاد داريم .

از بچه محلمون بيشتر از خدا خجالت مي كشيم .

از گشت ارشاد بيشتر از خدا مي ترسيم .

و ....

توي مسابقات اول شديم .

بالاخره بارون اومد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 10:31  توسط حسین   |