سلام دوستان
چند روز گذشته رو مسافرت بودیم و خوشبختانه کسی از دوستان هم سراغی نگرفته که زنده ای یا نه ؟
چون تعطیلات بود و جاده چالوس شلوغ و مسدود ، به ناچار برای رفتن به عباس آباد از مسیر ساوه – قزوین – رشت – لاهیجان و ... رفتیم و برگشتیم .
این چند روز که هوای استان های شمالی شرجی و بعد هم بارونی بود ، همچین جو گیر شده بودم که با شلوار ورزشی و تی شرت که تا دم خونه خودمون هم نمیرم ، بارها رفتم خرید و لب دریا و ...
وقتی دریا طوفانی باشه فقط ميشه با آب دریا سند بلاست به بدنت بزنی ، توی هوای بارونی کنار ساحل با غریق نجات هالال احمر یه نیم ساعت والیبالی بازی کردیم حسابی .
برگشتن توی ساوه ناهار خوردیم و چرخی زدیم و جالب اینکه بعد از ده سال خیلی جاها همونطوری مونده و بعضی جاها هم به شدت عوض شده مثلا اداره کشاورزی شده بود دانشگاه پیام نور . ولی اتاق ما همونطوری بود با همون پنجره رو به آب انبار مخروبه و ارواح خبیث اش .