سلام دوستان

تقريبا دو سال قبل يه روز دوستي زنگ زد كه :‌براي تعاوني مسكني كه من هم قبلا عضو اش بودم قصد خريد زمين و ساختن خونه دارن و خواست كه من هم مشاركت كنم .

اولين حرف من اين بود كه "من يه قرون هم پس انداز ندارم ها ". خلاصه براي پيش پرداخت خريد زمين 2 ميليون و براي خريد اون 20 ميليوني داديم . 5 ميليوني هم برای نظام و شهرداري و ...

علي رغم اينكه نصف بيشتر اعضاي ده نفره سهام دار توي اين ساختمان مهندس عمران هستن ،‌كار ساخت كاملا لاك پشتي پيش رفت طوري كه فقط سه تا پيمانكار براي ساخت سازه بتني و7 طبقه ساختمان عوض شد و ساخت اون يك سالي طول كشيد . درگيري هاي با شهرداري و مسكن هم به اين كندي دامن زد .

عمده هزينه سخت از طريق وام مسكن تامين شد و اين اواخر ده ميليوني هم خودمون پرداخت كرديم . خلاصه هفته گذشته واحدها رو بدون حضور من قرعه كشي كردن و يكي از خونه هاي روي پيلوت هم نصيب ما شد . البته ناگفته نماند كه سيستم گرمايش و كاشي و سراميك و گچ كه تا حدودي سليقه اي است به خودمون واگذار شده و رفتيم دنبال خريد و ....

حالا هی داریم می خریم و چک میدیم . خدا آخرش رو ختم به خیر کنه .

باز هم خدا روشکر .

پی نوشت : قبل ترها براي يه دوره ثبت نام كرده بودم كه حالا توي اين شلوغي بايد هر روز بعد از ظهر ساعت 2 تا 9 برم قم براي كلاسها .

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:28  توسط حسین   |