سلام دوستان

شش سال پیش بهار که رفته بودم کوه ،کلاغی رو دیدم که با یه چیزی ور میره و رفتم سراغش و دیدم که یه لاک پشت کوچولوئه درست به اندازه تصویر سمت چپ .
اون لاک لاکی کوچولو شد حیوون خونگی ما و بارها جوجه ،مرغ عشق ،همستر و خرگوش اومدن و رفتن و اون همچنان مثل ریگ کف جوی توی حیاط خونه ما موند .
زمستونها رفت توی خاک باغچه گم شد و تابستونها توی حیاط چرخید . هر وقت گرسنه باشه و ما هم محل اش نذاریم میاد و پنجه به در میکشه یا اگه در باز باشه میاد توی خونه . ما هم براش پوست میوه ،سبزی ، نون و ... میریزیم .
خلاصه حالا یه رفیق و شاید جایگزین کوچولو براش اومده . جالبه که حتی توی لاک پشت های کند هم ،هر چی جسه کوچک تر باشه فعالیت بیشتره .
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 8:28  توسط حسین
|