صبح جمعه هم كمي برف اومده بود و هم هوا خيلي سرد بود و من با دوستان قرار رفتن به كوه داشتم . زودتر بيدار شدم و صبحانه مختصري خوردم و سيب زميني آب پز كردم . و براي عيال و فسقل كه تا دو ساعت ديگه هم خواب بودند حليم خريدم و راهي شدم . با اينكه برف كم بود ولي همه جا يخ زده بود . موقع حركت و با ديدن بوران هوا و كولاك برف ،‌يكي از دوستان انصراف داد و من به همراه 5 نفر ديگه راهي شديم . با اينكه هوا سرد بود ولي از اينكه به همراه چند تا پیر مرد كه همگي بالاي 50 سال داشتند جووني كرديم و رفتيم كوهنوردي زمستانه ،كلي لذت بردم .

 

 

 

 

پي نوشت:

توي اون باد و سرما چاي درست كرديم و سيب زميني هاي آب پز رو آتيشي كرديم و جاي همه شما خالي .

برگشتن از راديو شنيدم كه كوهنوردهاي كلوپ دماوند دچار بهمن شدند و متاسفانه 8 نفرشون از دنيا رفته اند .

امرزو هم برف باريد و هوا سرد بود . اول صبحي كلي جون كنديم تا تراكتورمون روشن شد .

راستی فردا آخرین هلیمه .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۸۸ساعت 11:5  توسط حسین   |